اثر نرم مغز

قسمت دوم : کاش من نیز پرنده بودم روستای درین سو یک مینی بوس بیشتر نداشت و آن مربوط می شد به حسن و قسم که دوتا برادر بودند. بیشتر اوقات حسن راننده اصلی بود و قسم برادر کوچکترش کمک…

اثر نرم مغز

قسمت اول : جنگ زده سال 65 اوج جنگ ایران و عراق بود. هر روز خبر بمباران هوایی شهر های غرب کشور بخصوص سردشت، کرمانشاه، سرپل ذهاب، دزفول و گاهی نیز موشک باران تهران به گوش ما می رسید و…

دو فریدون – قسمت دوم

دهه شصت بود و اوایل سال 67، سیامک کوثری عکاسی و پس از آن فیلمبرداری را خیلی دوست داشت، و بیشتر کارهای انجمن سینمای جوان را او انجام می داد. در این راه موفق به دریافت جایزه هم شده بود.…

دو فریدون – قسمت اول

فریدون ها شاید بهترین دوستان من در طول عمرم بودند و هستند. یکی در تهران است و آن دیگری در انگلستان. فریدون اول پورشهناز بود، پسری مهربان و دوست داشتی بلند قد و خنده رو و اما کمی دوستدار علم…

سوپر 8 –  قسمت دوم

و تو رفتی و هنوز،سالها هست که در گوش من آرام آرامخش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم کمی بعد از موفقیت من در بخش صداگذاری انجمن سینمای جوان مراغه موقعیتی فراهم شد که به عنوان مدرس صدا…

سوپر 8 –  قسمت اول

سال هایی که در انجمن سینمای جوانان مراغه فعالیت می کردم دوران بیاد ماندنی من به حساب می آیند، روزهایی که هر لحظه آن پر از خاطرات تلخ و شیرینی است که یاد آوردن آنها گاهی غصه و گاهی لبخند…

زندگی الکترونیکی –  قسمت اول

اولین بار وقتی رقص دو عد لامپِ ریزِ قرمز و سبز را از پشت شیشه مغازه ای در مراغه دیدم، حدود 40 سال می گذرد و هماندم عاشق سرگشته مدار الکترونیکی شدم و یک مورد دیگر به کلکسون عشق هایم…

رویای دالی دره

 سوار بر مترو هستم، کنار در مترو کرج به تهران ایستاده ام و بیرون را نظاره می کنم. آدم ها با چهره های عبوس و گره خورده، درحالی که ماسک بخش اعظمی از غم و اندوه و سردرگمی آنها را…